مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

719

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

در چگونگى شمايل پيامبر خدا و خوى و سيرت و خصايص و آيينهاى او و مدت عمرش و يادكرد همسران و فرزندان و خويشان او و خبر وفات او ، به اختصار و ايجاز در يادكرد خلقت و خوى پيامبر خدا مردم دربارهء آن حضرت به اختلاف سخن گفته‌اند و روايت از راههاى گوناگون نقل شده . آنچه من بهتر مىشناسم حديث على بن ابى طالب است به روايت عيسى بن يونس از مولى غفره از ابراهيم بن محمد از مردى از فرزندان على ، از على كه على به هنگام وصف پيامبر گفت : او نه چندان بلند بالا بود و نه چندان كوتاه بود ، چهارشانه بود . مويش نه مجعد و به هم پيچيده بود و نه فروهشته . نه باريك چهره بود و نه گردروى ، در چهره‌اش تدويرى بود . رنگش سپيد و مايل به سرخى بود . سياه چشم و پرمژگان و درشت‌استخوان بود . شانه‌هايش موى نارسته بود و سينه‌اش داراى موى بود . دستها و پاهايش درشت و قوى بود ، چون راه مىرفت ، چنان بود كه گويى در سراشيبى راه مىرود . چون به چيزى التفات مىكرد با تمام صورت روى مىآورد . ميان دو كتف او مهر نبوت بود . از همهء مردم بخشنده‌تر بود و مهربانتر و با صداقت لهجه‌اى بيشتر و وفادارتر و نرم‌خوىتر و در برخورد از همه بزرگوارتر . هر كه او را مىديد در نخستين ديدار هراسان مىشد و چون او را مىشناخت دوستدار او مىشد . پيش از خود و پس از خود هيچ همانندى نداشت . اين است روايت على كرم الله وجهه و او از هر كسى دربارهء پيامبر آگاهتر است . و ابو عبيده واژه‌هاى نادر و غريب اين حديث را تفسير كرده است . و ابن اسحاق از زهرى